خیام خوانی

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.یک چند به کودکی به استاد شــدیم

یک چند به استادی خود شاد شدیم

پایان سـخن شنو که ما را چه رسـید

از خـاک بر آمــدیم و بر بـاد شــــــدیم

/ 3 نظر / 13 بازدید
ماه تی تی

چه جالب منم پنج شنبه شب داشتم خیام می خوندم در کارگه کوزه گری کردم رای در پایه ی چرخ دیدم استاد به پای می کرد دلیر کوزه را دسته و سر از کله ی پادشاه و از دست گدای

بهنوش

یک چند پشیزی بده در خاک شدیم یک چند به تنهایی خود شاد شدیم پایان سخن بگو که ما را چه رسید؟ از خاک برآمدیم و کیمیا شدیم!!! توضیح: ( پشیز: سکه ی مسین ساسانیان)