هیچ

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

..

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

خب گاهی هم زندگی این شکلی ست؛ این طور که یک غصه مگویی راه بر نفس ات می بندد. بعد یک گوشه دنج طلب می کنی. مثلا اتاقی نیمه تاریک و یک میز و صندلی. یک پاکت سیگار و کبریت هم اگر دم دست باشد خوب است. می نشینی روی صندلی، فکر می کنی:" چه اتاق تاریکی." بعد یک نخ سیگار می گیرانی، می گذاری گوشه جا سیگاری روی میز و خیره می شوی به آتش و دود نیمه جان توک آن. دستی را هم می گذاری زیر چانه مثلا، یا چهار انگشت بر پیشانی و انگشت شست هم در امتداد شقیقه. آن وقت است که بی اختیار این شعر خیام بین لبهایت زمزمه می شود که:  

.

بنگر ز جهان، چه طرف بربسـتم؟ هیچ

وز حاصل عمــر چیست در دستم؟ هیچ

شــــــمع طربم ولی چــو بنشـــستم، هیچ

من جـــام جمم ولی چو بشکســـتم، هـیچ.

 

 

.

.

.

همین!

/ 16 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
nobody

سلام. این هیچ خیلی پر بود و بی مرز. حرف داشت ولی کلمه پیدا نمی کرد برای بیانش.

رضا جوانروح

سلام دوست عزیز بنگر ز جهان.... به باید ز شود! من در جلسه نقد فیلم "هیچ" به آقای کاهانی همین رباعی را خواندم، كه نقد حال مفهوم بينا متني اثر است . منتظر يك رمان ديگرتان هستم، موناليزاي غير منتشر !؟ موفق و سربلند باشيد.

رضا جوانروح

سلام دوست عزیز بنگر ز جهان.... به باید ز شود! من در جلسه نقد فیلم "هیچ" به آقای کاهانی همین رباعی را خواندم، كه نقد حال مفهوم بينا متني اثر است . منتظر يك رمان ديگرتان هستم، موناليزاي غير منتشر !؟ موفق و سربلند باشيد.

پژمان پاکدل

هميشه حسودي ام مي شود به نويسنده ها و شاعرهاي سيگاري، وقتي سيگار مي‌كشم دچار توهم مي شم يا سردرد مي گيرم، مجبورم به اتاق بروم و به روياي آن سيگار روشن چشم بدوزم

جلسه رسمی ست

سلام آقا شاهرخ همیشه این طور می شود که حرف نادر ابراهیمی درست از آب در می آید خواب تنها خواب هلیا دستمال های مرطوب تسکین دهنده ی درد های بزرگ نیستند موفقیت کتابت رو هم تبریک می گم دوست داشتی به وبلاگ دیگر ما هم سر بزن www.cofeblog.blogfa.com

پوریا فلاح

رفیق تو و سیگار مصداق من و زبان چینیه![چشمک]... ردیفی؟

سعید

شاهرخ عزیز ، یک پاکت سیگار و کبریت و موسیقی یاسمین لوی(Yasmin Levy) اگر نداری، بگو یک جوری بهت برسانم. عالیه... این شعر خیام هم در پاسخ به آن شعرت :)) برخیز و بیا بتا برای دل ما/حل کن به جمال خویشتن مشکل ما/ یک کوزه شراب تا بهم نوش کنیم/زان پیش که کوزه‌ها کنند از گل ما

فاطمه اختصاری

اينبار آمده ام تا بيشتر از اينها در کنار هم باشيم... سوغاتي اين روزهاي دوري آدرسي براي دانلود رايگان مجموعه «يک بحث فمينيستي قبل از پختن سيب زميني ها»ست منتظرتان هستم با دو تا شعر و کلي خبر و لينک خوب و غم هاي مشترکمان که هرگز تمام نخواهد شد هرگز...

بي پدر خودشيفته

سلام عزيزم عزيزم سلام كجايي اين روزا؟‌ما كه از هيچ طرف نمي بينيمت داداش.[ناراحت]

جهان

امان از این غصه ها و قصه های مگو که همیشه کار دست آدم می دن!! دیگران را هم غم هست به دل غم من لیک غمی غمناک است..ولی این نیز بگذرد... از تاریخ این غصه تا امروز یه یه ماهی بیشتره گذشته خبری نیست ازتون؟ ؟خیلی وقت بود نبودم دلم برای قلمتون تنگ شده بود.باشید دیگه...