کتاب خوانی

 .

هفته گذشته کتاب" نامه های غلامحسین ساعدی به طاهره کوزه گرانی" را می خواندم. این کتاب را نشر مشکی منتشر کرده است.

ظاهرا نامه ها طی سیزده ـ چهارده سال توسط غلامحسین به طاهره نوشته شده اند. حداقل دو چیز بسیار جالب دارند این نامه ها، که توجه خواننده را معطوف می کنند. یکی روحیه خودویرانگر ساعدی که همواره خود را در برابر معشوق ناچیز و کم می بیند و دیگری عشق خامی که رفته رفته به پختگی می رسد. اوایل انگار شیفتگی بی تعقل است و بعدتر شهد می شود و دوستی. اما همواره غم دوری و غمازی معشوق در سطر به سطر نامه ها پیداست. نکته جالب دیگر سیر پختگی اندیشه و نثر ساعدی در طی گذشت این زمان است که در لا به لای سطور پیداست. از خواندن این کتاب لذت بردم و آموختم.

بخشی از یکی از نامه ها:" ...من مثل همیشه هستم. مثل همیشه به یاد تو و این روزهای کثیفی که بی روشنایی وجود تو دارم تندتند از سر می گذرانم. این عمر بی ثمر که نمی دانم کی سر و سامانی خواهد داشت. و این لاشه ی کثیفی که مجبورم مرتب این ور آن ورش بکشم. امیدوارم تو بر خلاف من روحیه شاد و مهربان خود را داشته باشی..."

 .

.

/ 3 نظر / 29 بازدید
بهنوش

فکرش را بکنید سیزده -چهارده سال نامه نگاری آنهم نه با ایمیل که با پست؟! سیزده-چهارده سال به یکی فکر کردن و از او و برای او روی کاغذ نوشتن, تمبر خریدن, صندوق پست, روزها انتظار کشیدن, پستچی, فصلها, روزها, شبها, کاغذهای مچاله, قلمهای تمام شده, پاکتهای نامه, سیگارهای دود شده, حرفهای نگفته, باران, شادی های قسمت شده,... برای من یکی که مهم نبود نویسنده کیست! تصور می کنم تمام اینها برای خواندن چنین کتابی کافیست. ممنون برای معرفی کتاب