...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هر روز بالاجبار گوشه ای از هلاهل زندگی ام را گاز میزنم، می جوم و به زور کلمات تف می کنم بیرون.

لعنت به کلمه.

لعنت به قصه.

خسته ام از این آیات بی هوده.

زندگی ام شده کربن چرک مغز مداد و تراشیده می شوم هر لحظه و مغزم با صدای چیرچیر چندش آوری کشیده می شود روی کاغذ!

/ 2 نظر / 13 بازدید
متین

هرجا سرک می کشم تاریکی و ظلمت. نمی دانم آیا انسانی را می توان یافت که درد خود بودن نداشته باشد؟

اصغر نوری

خوب یا بد،نوشتن کار لذت بخشی است. فلوبر.