دچار

.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مدتی ست، یعنی دراز زمانی ست که دوباره این سئوال خوره ای به جانم چنگ می زند که:"هی فلانی چرا می نویسی؟"

خـب من هم مدتی، یعنی دراز زمانی ست که ناگذیر تیشـه به دست گرفتـه ام، در خـود نقـب می زنم و می کاوم و حفر می کنم تا شاید جوابی درخور برای آن سئوال تاریک بیابم. و یکی از همین روزها، در عصرانه ای دلگیرتر از عصرانه های دلگیر ماه مهر و مدرسه، پا به مهتابی خانه گذاشتم، در گیجاگیج دود کردن یک نخ وینستون لایت، رو به آن سئوال خوره ای کردم و نالیدم:"هی، ناگذیرم می فهمی! من دچار کلماتم، کلمات!"

 

 

همین.

/ 4 نظر / 15 بازدید
.....

گاه دچار یعنی عشق گاه دچار تعبیر یک نگاه است گاه دچار معنای نبودن است...

می سم

سلام ودرود جناب آقای گیوا دعوت هستید به خوانش داستانک"قاصدک "... http://www.chouk.ir/anjoman-dastan/dastanake-hafteh/105-meisam.html

صادق سماواتي

فداي نويسنده هاي جوان بشم ! كه اين قدر درگير كلماتند و ناگزير را ناگذير مي نويسند قربون اون وينستون لايت اتان هم بروم و نثر به ظارهر فخيم تان قربان تان بروم كه متن من و تاييد نمي كنيد !

صادق

پوزم خورد ! تاييد نداشت اما حذف كه داره ناگذيري حذف كني همين