نگاه: یک میهمانی یک رقص

: یکی ـ دو سال پیش، مجموعه داستان، یک میهمانی یک رقص، اثر آیزاک باشویتس سینگر را خواندم. وقتی تمام شد، به خودم گفتم این از آن کتاب هایی ست که باید دوباره و چندباره خواند. گذاشتم گوشه ی کتابخانه، ماند و ماند تا همین دو هفته پیش. و انگار موعدش رسیده بود و حالا کتاب جیغ می کشید: بخوان، من را بخوان. برداشتم ورق زدم و قصه اول مجموعه را خواندم. چه حالی! دومی و سومی و بالاخره یازده قصه اش را تا ته رفتم و هر بار هم که قصه ای را به آخر می رساندم، می گفتم: به چه حالی!

محشر است این مجموعه و سبک و سیاق نویسنده اش. و ترجمه خوب مژده دقیقی عزیز. همان وسطا که می خواندم به خودم نهیب می زدم، حتما باید یک چیزی بنویسم برای این کتاب. و این تصمیم را هم داشتم تا این که به موخره کتاب رسیدم. موخره سخنرانی سینگر است در سال ١٩٧٨، هنگام دریافت جایزه نوبل. وقتی این سخنرانی را خواندم، باز به خودم گفتم: خب چه می شود اضافه کرد و چطور می شود معرفی کرد این کتاب را؟ هیچ چیز و هیچ جور! همان سخنرانی کافی ست تا بفهمیم با چه نویسنده و قصه هایی رو به رو هستیم. عالی ست و کم نظیر.

                       

                  درود به مژده دقیقی و انتخاب هایش، و درود به سینگر

/ 6 نظر / 17 بازدید
یوسف انصاری

واقعن کتاب خوبی است. هنوز داستان شوخی از ذهنم پاک نمی شود. ترجمه یک طرف انتخاب مژده دقیقی هم یک طرف. این طور کتاب ها را باید گاهی برداشت و دوباره خواند.

بی پدر خودشیفته

منم خوندمش. چند تا از كوندرا خوندم. دمش گرم. دم تو هم گرم. اون يكي وبلاگت رو هم لينك مي‌كنم.[ماچ]

بی پدر خودشیفته

برای اینکه آدرس من و پرشین بلاگ رو اشتباه تایپ می‌کنی. مال خودت رو هم اشتباه روی وبلاگ من گذاشته بودی! balbanoo.persianblog.ir persian بنويس، نه persin![خمیازه]

ماه تی تی

.می خوانمش راستی اون یکی وبلاگ؟ پس من چی؟آدرس!

ماه تی تی

سلام. رفتید مراسم واو؟ ما که نتونستیم بیایم.

ماه تی تی

تبریک به خاطر رمان شایسته تقدیر مونالیزا ما دلمان می خواست رمان متفاوت هم می شد. البته از نظر تمام ما هست. اما خوب رای رای جمع است. قلمتان پایدار