محض چشم چرانی گاهی سرک می کشم توی شعرهای شاملو

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

 

درست ایستاده ام وسط "این جا کدام قبرستانی ست دیگر؟!"

درست ایستاده ام وسط شک

وسط حیف، وسط کاش، وسط بغض، وسط لعنت...

تمام قد با هشتاد و پنج کیلو و سیصد گرم وزن، گیر کرده ام وسط الیاف در هم پیچ و زمخت طناب

طنابی که هِـی هِی سفت تر می شود دور گردن آزادی

دور گردن نفس

نفس

نفس

 

درست ایستاده ام وسط شعر شــاملو

ایستاده ام وسط" آه من حرام شده ام"

من نه، ما.

بگو "ما" شاملو

بگو: آه ما حرام شده ایم.

 

 

 

همین. 

/ 2 نظر / 14 بازدید
...

درست ایستاده ام وسط شعر تو یکی هم نیست این سه پایه لعنتی را از زیر پاهام بکشد کنار هرچند به ضخامت این طناب هم شک دارم به همین سادگی حرام شده ایم ( طبق یک رساله چنانچه گوسفند در حال احتضاری به وقتش ذبح نشود گوشتش حرام میشود)

شیخ پشم الدین

در اینکه جنابعالی دارید حرام می شوید حکما شکی نیست, لکن جسارت نباشد, هنوز مانده تا بگویید "حرام شده ام!" لکن بدانید که برای چو ما حرام خوارانی بس حلاوت دارد این حرام خواری شازده. خصوصا اگر از زمره مسکرات باشد که هر چه بماند گیرا تر می شود و خالص تر , الطفات که می فرمایید؟!