اول شخص غایب خسته

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

خســته شدم از وبلاگ بازی. از اول هــم این دفترچه یادداشت مجازی، چنگی به دل نمی زد. می خواهم با رمان بعدی ام که این روزها روی اعصابم چنگول می کشد، دست به یخه بشوم؛ وبلاگ بازی فعلا تعطیل. از این پس اگر مجالی از عمر باقی باشد، یک یا دو ماه یکبار، شاید هم دیرگاه تر، به روز  خواهم شد.

همین.  

/ 5 نظر / 18 بازدید
بی پدر خودشیفته

اووووووووووووووووووه! حالا نه كه هر روز هر روز آپ هاي چند صفحه اي مي كردي؟؟؟ از اولش هم اينكاره نبودي داداش. حالا رمان بنويس ببينيم چه خواهد شد. مطمئنا توي اون كار خيلي بهتري.[شکست]

حسین غفار

گوش ابرام رو خاک کردیم توی مردادی که تمومی نداشت

بهارآذر

اول اینکه با بی پدر خودشیفته عمیقاَ موافقم ! دو دیگر صلاح مملکت خویش آقایون خسرو بیشتر می دونن [گل]

بی پدر خودشیفته

بنویس. تو دیگه چرا؟ دلم تنگ شد واسه نوشتن هات.